ترانه

ترانه شعر سرود عشق آهنگ

ترانه

ترانه شعر سرود عشق آهنگ

دلواپسی‏هامو بگیر از من

یا مُحَوّل الحَولِ وَالاَحوال

 

دلواپسی‏هامو بگیر از من......غم‏هاتو ای آینه؛ حاشا کن


قدری بخند و روشنی‏ها رو.....تو چشم خیس من تماشا کن


تو سال‏ها هم‏زاد من بودی......تصویری از دیروز و امروزم


همّت کن و یاری کن، بگذار...........تا مهربونی رو بیاموزم


آینه؛ ای همسایه؛ کاری کن.....تا ساعتی پیش تو بنشینم


جز سایه‏سار مهربون تو........چیزی نه می‏خوامو نه می‏بینم


یک عمر دنبال چه می‏گشتم؟!.....در جاده‏های بی‏سرانجامی


یک عمر گشتم تا که فهمیدم......تو سایه‏بون خستگی‏هامی

 

- از این ویژگی شعر خوشم میاد که می‏تونم هرجور که دوست دارم و بر اساس هر حسی که دارم، تعبیر و تفسیرش کنم.

این شعر رو هم همیشه با صدای اصفهانی شنیده بودم و زمزمه کرده بودم، امروز فهمیدم شاعرش "سهیل محمودیِ"! وقتی از رو متنش می‏خوندمش، دو بیت آخرش منو یاد این بیت انداخت:

"آب در کوزه و ما تشنه لبان می‏گردیم......یار در خانه و ما گرد جهان می‏گردیم"

 

پی‏نوشت: یه مدت بود که کمتر شعر می‏خوندم، الان بهتر شدم، با وجودی که کارها سنگین شدن و وقت آزاد ندارم، اما نیاز به خوندن، به خصوص شعر رو بیش از گذشته احساس می‏کنم و نمی‏تونم با بهانه‏ی کار زیاد و درس، از خیرش بگذرم.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.